X
تبلیغات
عشق من سروش

عشق من سروش

شاید فراموشت شدم

شایددلت تنگه برام

شاید بیداری مثل من

به فکر اون خاطره ها

شاید تو هم شب که میشه

میری به سمت جاده ها

بگو تو هم خسته شدی مثل من از فاصله ها

با هر قدم برداشتنت

فاصله بینمون نشست

لحظه ای که بستی درو

شنیدی که قلبم شکست

یادت بیاد که من کی ام

همون که میمیره برات

همونی که دل نداره

برگی بیافته سر رات

نمیتونم دورت کنم

لحظه ای از تو رویاهام

تو مثل خال کوبی شدی

تو تک تک خاطره هام

از بیداری تو دور میشی

از من که میمرم برات

از منی که دل ندارم

برگی بیافته سر رات

بگو من از کی بگیرم

حتی یه بار سراغتو

دارم حسودی می کنم

به آینه اتاق تو

کاش جای اون آینه بودم

هر روز تو را میدیدمت

 کاشکی هنوز داشتمتو

هر لحظه میبوسیدمت

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 9:24  توسط عاشق سروش   | 

گه شکایت از گلی گه شكوه از خاری کنم

 

من نه آن رندم که غیر از عاشقی کاری کنم

 

هر زمان بی روی ماهی همدم آهی شوم

 

هر نفس با یاد یاری ناله زاری کنم

 

حلقه های موج بینم نقش گیسویی کشم

 

خنده های صبح بینم یاد رخساری کنم

 

گر سر یاری بود بخت نگونسار مرا

 

عاشقی ها با سر زلف نگونساری کنم

 

باز نشناسد مرا از سایه چشم رهگذار

 

تکیه چون از ناتوانیها به دیواری کنم

 

درد خود را میبرد از یاد گر من قصه ای

 

از دل سرگشته با صید گرفتاری کنم

 

نیست با ما لاله و گل را سر الفت رهی

 

می روم تا آشیان در سایه خاری کنم

 

 

 

دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 9:22  توسط عاشق سروش   | 

دلم می خواد که روزی صد هزار بار بهت بگم دوستت دارم عزیزم


دلم می خواد که عهد زندگیمو به پای عشق خوب تو بریزم


دلم می خواد از لبای گرمت گلهای سرخ بوسه رو بچینم


دلم می خواد جواب دوستت دارم رو تو چشمای قشنگ تو ببینم

 

 

دوســتــت دارم

 

عــــزیــــزم

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 9:18  توسط عاشق سروش   | 

هرگز از بی کسی خویش مرنج

هرگز از دوری این راه مگو

و از این فاصله ها که میان منو توست ...

و هر آن گاه که دلتنگ منی

بهترین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار

تا که تنهایی ات از دیدن من جا بخورد

و بدان که دل من با توست و همین نزدیکی است

 

 

به یــادت هستــم

 

همـیــشــــه

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 9:16  توسط عاشق سروش   | 

عشق...

به پايت عمر خود را خاك كرديم

 

برايت سينه ها را چاك كرديم

 

به وبلاگ دل ما سر زن اي عشق

 

كه ويروس هوس را پاك كرديم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 19:24  توسط عاشق سروش   | 

میخوام هر روز از دلتنگیهام برات بنویسم

از صدای گریه ها و خنده هام بنویسم

میخوام از آرزوهام بنویسم

از امید و دلبستگی هام بنویسم

میخوام از عشق بنویسم

از وفا و وفاداری بنویسم

میخوام از دوست داشتن بنویسم

چرا که تنها کلمه دوست داشتن است که

لایق قلب مهربان توست

 

دوســــتت دارم

 

 عــــــزیـــــــزم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 19:23  توسط عاشق سروش   | 

خيلي سخته...!

خيلي سخته! خيلي سخته وقتي همه كنارت باشند و

باز احساس تنهايي كني،وقتي عاشــق باشي و هـيچ

كس از دل عاشقت با خبر نباشه.وقتي لبخند ميزني و

توي دل گريــوني،وقتـي تو خـبـــر داري و هيــچ كـس

نميدونه،وقتي به زبان ديگران حرف ميزني و كسي

نمي فهمه،وقتي فرياد ميزني و كسي نيست صداتو

بشنوه،وقتي تمام درها به روت بسته است تازه

اونوقته كه دستهاتو به سوي آسمون بلند ميكني و از

اعـماق قلب تنها و عاشق و گريانت بانگ بر مـي داري

كـه:اي خداي بزرگ دوستت دارم...و حس مي كني

ديگه تنها نخواهي ماند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 19:22  توسط عاشق سروش   | 

دوستت دارم...


اگر باران بودم، آنقدر می باریدم تا غبار غم از دلت بردارم

 

اگر اشک بودم، مثل باران بهاری به پایت می گریستم


اگر گل بودم، شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود نازنینت می کردم


اگر عشق بودم، آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم


ولی افسوس که نه بارانم، نه اشک، نه گل و نه عشق


اما هر چه هستم

دوستت دارم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 18:56  توسط عاشق سروش   |